Posted by????? ????? on 3rd آوریل 2008
بازی مهناز افشار و دانیال عبادی در امشب شب مهتابه دومین فیلم بلند سینمایی محمدهادی كریمی قطعی شد.
مرتضی شایسته تهیهكننده این فیلم، در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد پروژه «امشب شب مهتابه» گفت: این پروژه در برنامه تولید هدایت فیلم قرار دارد و به نظرم فیلم خوب و تأثیرگذاری خواهد بود.
وی افزود: تاكنون حضور مهناز افشار و دانیال عبادی(بازیگر فیلم غیرمنتظره) به عنوان بازیگر در فیلم قطعی شده است و از عوامل پشت صحنه، میتوان به محمد شایسته (مدیرتولید) و امیرتوسلی (آهنگساز) اشاره كرد.
وی درمورد ویژگیهای این پروژه گفت: این فیلم فیلمنامه خوب و قوی دارد كه در درجه اول توجه من را جلب كرد و مطمئنم در تولیدات سینمای ایران در سال آینده فیلم خوبی خواهد بود.
شایسته در مورد زمان شروع فیلمبرداری پروژه «امشب شب مهتابه» گفت: پیش تولید فیلم در حال انجام است اما احتمال كمی دارد كه امسال فیلمبرداری را شروع كنیم و احتمالا ۱۵ یا ۲۰ فروردین سال ۸۷، فیلمبرداری فیلم را آغاز میكنیم
Posted by????? ????? on 3rd آوریل 2008
فرزاد فرزین و مهناز افشار هفت تفنگ دار

فیلم سینمایی هفت تفنگ دار مرحله پیش تولید خود را طی می کند این فیلم با مضمونی کمدی
و تخیل ساخته خواهد شد این فیلم به احتمالات فراوانی از نیمه دوم اسفند ماه جلوی دوربین خواهد
رفت از جمله عوامل معلوم شده این فیلم سینمایی می توان به
مدیر فیلمبرداری : اصغر رفیعی جم تهیه کننده : سید غلامرضا موسوی نویسنده و کارگردان
محمداحسانی نام برد طبق خبرگزاری ایسنا فرزاد فرزین و مهناز افشار با این فیلم به تفاهم رسیده اند
احتمال تغییر نام این فیلم سینمایی وجود دارد
منبع : ایسنا
Posted by????? ????? on 3rd آوریل 2008

مهناز افشار، بازيگر مطرح سينما، در آستانه سال جديد با حضور در انجمن حمايت از كودكان كار بخشي از دستمزد يكي از فيلمهاي خود را براي كمك به آموزش كودكان كار هديه كرد.
مهناز افشار كه حضور ناگهانياش در اين انجمن، واقع در خيابان مولوي، موجي از شوق و شادي در ميان كودكان توليد كرده بود از كلاسهاي درس آنها بازديد كرد، ساعتي را پشت نيمكتهاي آنها نشست و شاخهاي گل و كارت تبريكي به مناسبت سال نو به كودكان هديه داد.
وي درباره انگيزه خود براي ديد و بازديد نوروزي با كودكان كار گفت: «به هر حال هنرمندان هم مثل ساير گروههاي جامعه و شايد حتي بيش از آنها مسئوليتي اجتماعي دارند كه بايد آن را جدي گرفته و در قبال آن حساس باشند. اين روالي است كه در تمام دنيا وجود دارد و به نظر من هم هنرمندان بايد اين مسئوليت اجتماعي را جديتر بگيرند و هم فعالان اجتماعي بايد به نفع جامعه هدف خود همكاري بيشتري با اين گروه داشته باشند.»
افشار همچنين درباره ضرورت مقطعي نبودن اين گونه اقدامات تاكيد كرد: «از نظر من اين تنها گام اول است.كودكان باهوش و استعدادي كه در اين انجمن ديدم نياز به حمايت بيشتر و مستمر دارند تا بتوانند با وجود اينكه متاسفانه مجبور به انجام كار و كسب درآمد هستند اما دستكم از پيشرفت تحصيلي هم بازنمانند و آينده بهتري براي خود بسازند.»
اين بازيگر سينما كه كودكان كار با يادآوري ديالوگهاي فيلمهايش سعي داشتند از خوشحالي او در جمعشان بگويند، از ساير همكاران خود دعوت كرد تا همه با هم به سوي جديتر گرفتن مسئوليت اجتماعي حرفه خود پيش بروند.» انجمن حمايت از كودكان كار نزديك به ششصد كودك و نوجوان كار و گاه حتي خانوادههاي اين كودكان را نيز را تحت پوشش دارد و ميكوشد تا وضعيت بهداشت، سلامتي و تحصيل كودكان كار را ساماندهي كند. اين انجمن تنها با اتكا به كمكهاي مردمي اداره ميشود و علاقهمندان ميتوانند كمكهاي خود را به شماره حساب 95/70 بانك سپه، شعبه مركز ، كد 01 به نام انجمن حمايت از كودكان كار واريز كنند.


Posted by????? ????? on 8th فوریه 2008
با اینکه مهناز افشار به عنوان ستاره سینمای تجاری ایران شناخته می شود، اما گزیده کاری او در سال ۸۶ و پاسخ اش به «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا نشان از علاقه به تغییر جایگاه او از ستاره صرف بودن به بازیگری تجربه گرا است.
افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود.
● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟
بعد از فیلم «تسویه حساب» خانم میلانی، با خودم گفتم مهناز افشار، دیگر بس است. دیگر داری خیلی شلوغ می کنی. قبل از آن هم « محاکمه» و « رئیس» را کار کرده بودم. اتفاقاً در این دوره فیلمنامه هایی هم که می خواندم بعضی هایشان بد نبود اما تصمیم گرفتم کار نکنم تا اینکه فیلمنامه «انعکاس » به دستم رسید و بازی در آن را قبول کردم.
● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید…
بله. همان اول که این فیلمنامه را خواندم داستانش جذبم کرد. احساس کردم سوژه خاص و بکری است که تا به حال در سینما نداشته ایم. اما به نظرم هنوز نپخته می آمد. البته دوستان هم لطف کردند، نشستند بازنویسی کردند و سرانجام به نتیجه رسیدیم که کار کنیم.
● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟
نه، پایه داستان که تغییر نکرد و همان متفاوت بودن و خاص بودن سوژه را داشت. اما خب یکسری گره ها و منطق هایی که لازم بود در طول قصه باشد، گنجانده شد.
● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟
فکر می کنم اولین قصه یی بود که من خواندم و دیدم که کلیت کار روی دوش کاراکتر زن فیلم است و بسیار جای کار دارد. امیدوارم از پس اش برآمده باشم. به هر حال قصه، انتخاب بازیگر، دفتری که قرار بود با آن کار کنیم و کارگردان فیلم همه برایم مهم بود و همه این عوامل دست به دست هم دادند که در این فیلم همکاری داشته باشم.
● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . .
خیلی خاص بود. من در بیشتر کاراکترهایم یک دختر شوخ و اصولاً کاراکترم برون گرا است. اما نسیم خیلی درون گرا بود و بازی زیرپوستی داشت. حتی در فیلم کلام زیادی از طرف نسیم گفته نمی شود و بیشتر بازی اش در سکوت و اضطراب است. کلاً درون گرا بودن این کاراکتر خیلی من را جذب کرد.
● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود.
دقیقاً. اصلاً دووجهی بودن این شخصیت جالب است. من همیشه معتقدم یک کار خاکستری بودنش مهم است نه اینکه مطلق سیاه یا سفید. این خاکستری بودن کمک می کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. این ویژگی هم در کاراکتر نسیم و هم در کلیت داستان وجود داشت.
● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است.
بسیار زیاد. من جزء بازیگرانی هستم که گریم و لباس روی بازی و حس درونی ام تاثیر می گذارد و خیلی خوشحالم که در دو فیلمی که کاراکتر خاص داشتم آقای مهرداد میرکیانی طراح گریم بود؛ یکی «سالاد فصل» و یکی هم این فیلم.
● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟
خیر، تا به حال با این دو عزیز کار نکرده بودم. آقای کامبیز دیرباز بسیار پرانرژی و باانگیزه بودند. آقای گودرزی را هم که قبلاً تعدادی از کارهایشان را از تلویزیون و سینما دیده بودم، بسیار خوب ظاهر شدند. من هم خدا را شکر آدمی هستم که با کسی زیاد مشکل پیدا نمی کنم. همیشه سعی می کنم با بازیگر مقابل بده بستان کاری داشته باشم.
● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟
من اصولاً آدم رکی هستم و همه این را می دانند. به خاطر اینکه وقتی آدم رک باشد آدم ها تکلیف شان مشخص است. روزی که نسخه اولیه فیلمنامه را خواندم به نظرم اشکالاتی داشت. بعد جلسه یی با آقای حاجی میری و آقای دکتر کریمی (نویسنده فیلمنامه)، خانم موگویی، آقای دیرباز، آقای گودرزی و بقیه دوستان داشتیم، من نگرانی هایم را گفتم. من بیشتر نگرانی ام درباره آقای حاجی میری بود چون از قبل با آقای کریمی صحبت کرده بودیم و تکلیف روشن بود. وقتی با ایشان سر میز مذاکره نشستیم، دیدم که هدف شان این است که یک فیلم با دیدگاه منطقی و درست تولید کنند. سوژه فیلم جای تولید یک فیلم سوء استفاده گرا را داشت که خوشبختانه اینگونه نشد. آقای حاجی میری خیلی منعطف بودند و در طول کار هم به هر حال یکسری نظریات از طرف ایشان می آمد. حتی یک بار به ایشان اعتراض کردم که چرا حضور فیزیکی ندارید و اگر داشتید شاید انتقال ها راحت تر انجام می شد که خب ایشان گرفتار بودند و به هر دلیلی نمی توانستند بیایند. البته ایشان بعدها جوابی منطقی دادند و گفتند من اگر خودم کارگردان نبودم حتماً می آمدم. ایشان با دید کارگردانی شان ممکن بود ایراداتی به نحوه ساخت فیلم بگیرند و حرف شان منطقی بود چون این فیلم را قرار بود آقای کریمی بسازند. اما باز هم به عنوان بازیگر دوست داشتم آقای حاجی میری حضور فیزیکی می داشتند که چه بسا در نتیجه کار تاثیر بهتری می گذاشت.
● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟
کمی خام بود که بعد پخته شد یعنی فهمیدیم نسیم چه پیش زمینه یی دارد. در مجموع شناسنامه نسیم مشخص شد. شناسنامه داشتن کاراکترها خیلی مهم است چون بازیگر آن می تواند راحت تر ایفای نقش کند. البته آن زمان فکر می کردم یکسری سکانس ها هم اضافی است ولی الان متوجه می شوم که چون قصه خیلی لب مرز حرکت می کند، وجود چنین سکانس هایی لازم است.
● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟
برای اولین بار در این پروژه آزادی عملم کمتر بود. آن لحظه برایم سخت بود. وقتی با آقای کریمی صحبت می کردیم و نظرهای آقای حاجی میری هم به ما می رسید فکر می کردم چرا برای ایفای نقش آزاد نیستم. ولی الان که اینجا نشسته ام و صحبت می کنم فکر می کنم به خاطر متفاوت بودن قصه و لب مرز بودنش لازم بود کمی محتاط عمل کنیم.
● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟
البته. اصولاً کارگردان ها به بازیگر آزادی می دهند تا بازیگر از خلاقیتش هم استفاده کند. چون اگر بخواهی سفت بگیری اصلاً فیلم درنمی آید. چون به هر حال من به عنوان یک بازیگر ایده و نظر و فکر دارم و می روم می نشینم روی نقش کار می کنم. برایش شناسنامه درمی آورم و با آن همذات پنداری می کنم. من با آقای کیمیایی هم که کار کردم بسیار ایشان انعطاف داشتند و صحبت ها را قبول می کردند. الان هم که سر کار آقای حاتمی کیا هستم بسیار ایشان منعطف هستند و خیلی خوب حرف ها را گوش می دهند. تا الان که مشکلی نداشتم.
● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟
بله. خیلی متفاوت است. ما دورخوانی فراوانی داریم. سر صحنه هم که می رویم اول تمرین می کنیم و همه چیز مشخص می شود و بعد فیلمبرداری آغاز می شود. این خواست خود ایشان است و به من مهناز افشار هم بسیار کمک می کند.
● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد.
بله. فکر می کنم کم کار نکرده ام. من دوازده، سیزده سال است که دارم در سینما کار می کنم. هیچ توقعی هم ندارم و در سینما سقفی نمی بینم. بدون هیچ ادا و غروری کار می کنم و سعی می کنم اطلاعات و دانشم را بیشتر کنم. ورزش می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می ببینم. انتقادها را هم می پذیرم و نظرها را می شنوم. درباره «انعکاس» هم فکر می کنم نتیجه کار را مردم باید مشخص کنند. ما بازتابش را از مردم و منتقدانی که بدون غرض ورزی نظر می دهند باید بگیریم و آن وقت خواهیم فهمید که «انعکاس» چطور فیلمی است.
● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟
بله. مجموعه «گمشده» بود که البته الان پخش اش تمام شده.
● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید.
بعضی ها به من می گویند بازیگر تجاری ، اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر فیلمی ارزشمند در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران هم بشود. این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته باشد کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. ولی این را قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتماً فیلم باارزشی هم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. خب به هر دلیلی آدم اشتباه هم می کند. اوایل کار هم ممکن است یکسری فیلم ها در کارنامه ام باشد که به دلیل کم تجربگی و اینکه می خواستم وارد سینما بشوم و تجربه کسب کنم بازی کرده ام. من در دبیرستان علوم تجربی خوانده ام و بعد ادامه تحصیل دادم و تدوین خواندم. یعنی الکی وارد سینما نشدم. با یک دیدگاه وارد شدم. بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را رفتم. کتاب خواندم و فیلم دیدم و تمرین کردم. به هر حال هر فیلمی تجربه یی بود برای فیلم بعدی. ممکن است فیلم هایی در کارنامه من باشد که من از نتیجه اش اطلاع نداشتم و خوب درنیامده باشد آن هم به هزار دلیل. الان که فکر می کنم، می بینم هر انتخابی که کرده ام آن لحظه دلیلی برای خودش داشته و دوست داشته ام. تمام فیلم هایی که در کارنامه ام هست به خاطر وقت و انرژی که برایش گذاشتم برای من قابل احترام است چه بسا که ممکن است بعضی هایشان هم نتیجه خوبی نداشته باشند.
● از جایگاهتان در سینما راضی هستید؟
الان که از جایگاه خودم راضی نیستم. نه شعار است و نه ادا و اصول. ضمناً نمی دانم چرا یک عده با من مشکل دارند و دوست ندارند مهناز افشار ترقی کند…
● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟
مردم که نه. بالاخره هر کسی را عده یی دوست دارند و عده یی نه. در خود سینما منظورم است. من فکر می کنم کارهای متفاوتی کرده ام. اگر «شور عشق» را بازی کردم یا «خاکستری» و «نگین»، همزمان «کارگران مشغول کارند » را هم دارم یا فیلم هایی مانند «چه کسی امیر را کشت ؟»، «آتش بس» یا «سالاد فصل». وقتی نگاه می کنم، می بینم که بیشتر کاراکترهایی که کار کرده ام متفاوت هستند و هیچ کدام یک مدل نیست. برخی کم لطفی ها آدم را سرد می کند. البته شاید هم تقصیر خودم باشد. ممکن است روند کاری ام را درست انجام نداده باشم. یک کار خوب انجام داده ام و بعدش یک کار ضعیف کرده ام و آدم ها مانده اند که بالاخره مهناز افشار تکلیفش چیست؟ می خواهد فیلم خوب بازی کند یا نه ؟ می توانم بگویم که خودم هم تقصیر داشته ام. اما به هر حال از انتخاب کارهایم خیلی ناراضی نیستم برای اینکه سعی کردم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم و امیدوارم بتوانم کارهای بهتری انجام دهم.
● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟
علت دارد. برای اینکه «شور عشق» فیلمی بود که برای بار اول در سینمای ایران درباره یک دختر و پسر جوان ساخته شد و برای خیلی ها بت شد. این مضمون در آن زمان خیلی مهم بود اما شاید اگر الان ساخته شود، دیگر استقبالی از آن صورت نگیرد. این فیلم چون سکوی پرتابی برای من و آقای رادان بود خیلی ها ما را هنوز هم به این دو فیلم وصل می کنند. به نظر من در هر صنفی، هر کس یک استارت و یک سکوی پرتاب دارد و البته این نقطه استارت همیشه در پرونده اش هست. حالا یا می تواند خیلی قوی باشد یا خیلی ضعیف. به هر حال آدم ها بک گراندشان را نمی توانند پاک کنند. من هم خوشحالم که بک گراند بدی ندارم. «شور عشق» هم خیلی فیلم بدی نبوده. . .
● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد…
بله و اتفاقاً من خیلی از این بابت خوشحالم. به نظرم فیلم دیده شد. چرا مراسم اعطای زرشک زرین فقط یک سال انجام شد و فقط هم به «شور عشق» داده شد و تمام؟
● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟
نمی دانم این حرفی که می زنم در این زمانه درست است یا نه. ممکن است به نظر عده یی خنده دار بیاید. اما من به شدت به سرنوشت اعتقاد دارم. البته در کنارش تلاش و تفکر و بینش درست را در نظر دارم. به هر حال درباره هر فیلمی فکر می کردم و تصمیم می گرفتم و انتخاب می کردم اما معتقدم که سرنوشت من این طور رقم خورده و دارم در مسیری هدایت شده در کائنات حرکت می کنم. خداوند من را در این مسیر گذاشته و بعد هم به مهناز افشار گفته که خب حالا خودت چقدر توان و دانش داری ؟
● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟
من هردویش را در کنار هم می پسندم.
● این ممکن هست ؟
بله. نمی خواهم بگویم این اتفاق برای من افتاده اما می خواهم بگویم سعی کردم فیلم هایی را بازی کنم که مردم دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند و در عین حال آدم های اهل فکر بدون غرض ورزی از آن تعریف کنند. برای من ارزشمند است که یک کارگردان یا نویسنده یا خبرنگار و آدم هایی که اهل فکر هستند بگویند خانم افشار فلان کارتان چقدر خوب بود. پس یعنی من آن مسیر را هم تجربه کرده ام.
● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟
در مورد فیلم «کارگران مشغول کارند» آقای مانی حقیقی به من گفتند وقتی بازی من در «سالاد فصل» را دیدند، خوش شان آمد و خواستند من در فیلم شان حضور داشته باشم. در مورد «سالاد فصل» هم من قبلش فیلم خیلی شاخصی نداشتم و اگر توجه خاص آقای جیرانی و حتی اصرارهای آقای شریفی نیا نبود این اتفاق نمی افتاد. جا دارد که از هر دویشان تشکر کنم.
● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود…
بله بسیار خطرناک بود و می توانست من را کاملاً به گوشه یی پرتاب کند. اما خوشبختانه نتیجه این کارها خوب از آب درآمد.
● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟
در فیلم «خاکستری» آقای جیرانی را در اتاق تدوین می دیدم. همیشه سبک آقای جیرانی را دوست داشتم و البته الان هم دوست دارم. گفتم بالاخره اتفاق به وقتش خواهد افتاد. گذشت و آقای شریفی نیا گفتند آقای جیرانی می خواهند فیلم بسازند و من رفتم و قسمت شد که بازی کنم. وقتی فیلم تمام شد آقای جیرانی گفتند خیلی خوب بودی و شاید من باید این نقش را گسترش می دادم.
● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟
یادم است که از طرف آقای کرم پور فیلمنامه یی به من رسید که بخوانم. دیدم خیلی کار نویی است، عوامل و بازیگران خیلی خوبی هم دارد. البته برای بازی در این فیلم واقعاً خیلی ترس داشتم چون فکر می کردم مهناز افشار میان این همه بازیگر پیشکسوت و بزرگ چه می خواهد بکند؟ ولی بعد دیدم چه محک خوبی است. آدم به خودش می گوید سعی کن کم نیاری و خیلی خوب باشی. هیچ وقت لطف آقای شکیبایی را یادم نمی رود که من را دیدند و گفتند وقتی سالاد فصل را دیدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهایت بازی می کنی. اصلاً باور نمی کردم آقای شکیبایی این حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بی عقده و بزرگوار. این حرف را حتی اگر ایشان فقط برای خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژی می دهد و برای من خیلی ارزشمند است. یکسری دوستان در سینما به من کم لطفی کردند اما خدا را شکر دوستانی هم داشتم که به من کمک کردند در سینما بمانم. فیلمنامه «چه کسی امیر را کشت؟» را که خواندم، آقای شکیبایی هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ایشان کار کنم. البته با هم بازی نداشتیم ولی نقش عجیب و متفاوتی بود. من همیشه دوست دارم نقش های متفاوت و عجیب و غریب بازی کنم. مثلاً آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژپشت نتردام را بازی کنم.
● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود…
عیب ندارد. نقش زنش را که می توانم بازی کنم، (می خندد) متاسفانه در سینمای ایران یا باید نقش دیوانه یا معتاد را بازی کنی تا دیده شوی. هیچ وقت نقش های رئال دیده نمی شوند، در صورتی که در سینمای جهان نقش های رئال جایگاه ویژه یی دارند.
● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟
فعلاً قصد کارگردان شدن ندارم. ورود به هر رشته یی تخصص و تجربه می خواهد اما چون قبل از بازیگری تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم، شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه کنندگان، تهیه کننده شوم. البته یک قصه کوتاه هم دارم که بدم نمی آید آن را بسازم. این قصه از باورهای خودم ناشی شده و شاید محک خوبی برایم باشد.
Posted by????? ????? on 31st ژانویه 2008
Posted by????? ????? on 31st ژانویه 2008
ایسنا: فيلمبرداري “دعوت” ابراهيم حاتميكيا عليرغم بارش برف و سردي هوا همچنان در تهران ادامه دارد.
گروه فيلمبرداري جديدترين ساختهي حاتميكيا بهدليل تنوع لوكيشنهاي فيلمنامه با جايگزيني سريع لوكيشنهاي مربوط، فعاليت خود را پي گرفتهاند.
از بازيگران “دعوت” تاكنون محمدرضا فروتن، سحرجعفري جوزاني و ثريا قاسمي مقابل دوربين رفتند و تا چند روز آينده سكانسهاي مربوط به آنها به پايان ميرسد.
طي دو روز گذشته و امروز مهناز افشار، سيامك انصاري، آناهيتا نعمتي و هدي ناصح هم مقابل دوربين رفته و ميروند.
از عوامل پشت دوربين “دعوت” ميتوان از تورج منصوري بهعنوان مدير فيلمبرداري، اصغر شاهوردي: صدابردار، عليرضا شمس شريفي: دستيار اول كارگردان و برنامهريز، محمدرضا منصوري مدير توليد و كيوان مقدم طراح صحنه و لباس و تهيهكننده: محمد پيرهادي نام برد.
“دعوت” روايت چند خانواده متفاوت است كه با بحراني مشابه روبرو ميشوند و هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز ميدهند.
Posted by????? ????? on 11th ژانویه 2008
با رو به اتمام بودن اكران فيلم سينمايي «كلاغ پر» كه در دوره كنوني وزارت ارشاد، مجوز توليد آن صادر شده و ساخت آن در سال جاري به پايان رسيده، دور جديدي از انتقادها عليه رعايت نكردن ارزشهاي فرهنگي توسط وزارت ارشاد مطرح شده است.
در اين فيلم كه با كپيبرداري از فيلمنامهنويسي سينماي مبتذل پيش از انقلاب و به سبك فيلم فارسي آن زمان، موضوع يك عشق ضربدري ميان دو زوج مطرح ميشود، با عبور از مرزهاي شرعي و قانوني، رابطه يك زن شوهردار با مردي ديگر و در مقابل، رابطه همسر آن مرد با نامزدش به نمايش درميآيد.

اين رابطه كه با تصريح ديالوگهاي موجود در فيلم، حتي با وجود خوانده شدن صيغه شرعي ميان زوج اول (محمدرضا گلزار و بهنوش طباطبايي) و در آستانه عروسي آنان بين حسامالدين نواب صفوي و نامزد شرعي محمدرضا گلزار با خواندن صيغه محرميت ديگري! آغاز ميشود، در ادامه با ايجاد رابطه عشقي بين مهناز افشار (زوج حسامالدين نواب صفوي) و محمدرضا گلزار، كامل ميشود.
نكته جالب در اين فيلم، تظاهر به مسائل شرعي براي جلب رضايت متوليان وزارت ارشاد است، به گونهاي كه محمدرضا گلزار كه دزدانه وارد منزل فردي شده و در آن منزل به همراه مهناز افشار (زوج رقيب عشقي خود) مشغول تعقيب كيفيت رابطه نامزدش با مردي بيگانه است، اقدام به خواندن نماز ميكند كه به يكباره تكليف بسياري از مسائل شرعي همچون محل غصبي نماز و خلوت با نامحرم، حل شده و فيلم مجوز نمايش ميگيرد.

نمايش واضح رقص مرد و زن (محمدرضا گلزار و مريم سعادت) در اين فيلم نيز از نكات جالب ارزشي است.
مسائل بعدي در زمينه فيلم كه برگزاري مراسم نمايش مانكنهاي مرد تحت پوشش مزون لباس است، كنايه صريح به مشروبات الكلي و … نشاندهنده آن است كه گويا نمايش ابتذال و فساد بدون پيام سياسي، از آزادي برخوردار است.
Posted by????? ????? on 11th ژانویه 2008

«كلاغپر»(شهرام شاهحسيني) با فروشي بالغ بر 650 ميليون تومان در 70 سالن سراسر ايران تاكنون يكي از پرمخاطبترين فيلمهاي سال بوده است.
«كلاغپر» در اكران يك تهران با 14 سينما از مرز 300 ميليون تومان گذشته است.
بنا بر اين گزارش و بر اساس اعلام روابط عمومي فيلم؛ «كلاغ پر» در اكران شهرستانها نيز ماههاي پررونقي را پشت سر گذاشته است و تاكنون رقمي بالغ بر 350 ميليون تومان در 70 سالن سراسر ايران فروش داشته است.
شاهحسيني درباره ساخته شدن «كلاغپر» به فارس گفته است: دوست دارم كمي با ديدن يك فيلم فراغ بال پيدا كنم و آن چيزي كه در زندگي واقعي نميبينم، روي پرده ببنيم، چرا كه سينما قرار است جادو كند و آدمها را مسحور خود نمايد.
وي تاكيد كرد: من دوست داشتم با «كلاغپر» كمي مفرحتر به زندگي نگاه كنم و اگر اين اتفاق افتاده باشد، من موفق شدهام.
شاهحسيني اظهار داشت: اگر اين فيلم، اثري بود كه با مخاطب عمومي روبرو نميشد، ساخته شدنش در مقطع بحراني كنوني سينما، ساختنش چه فايدهاي داشت؟
محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نوابصفوي، بهنوش طباطبايي،مريم سعادت، رحمان مقدم، شيوا خنياگر، انوشيروان نعيمي، امير باران لويي،احمد احمدي و اكبر عبدي بازيگراني هستند كه براي شاهحسيني به ايفاي نقش پرداختهاند.
داستان اين فيلم درباره شخصيتي به نام رضا (محمدرضا گلزار) است كه در تعقيب عشق از دست رفتهاش، راهي شمال ميشود. او ويلايي را اجاره ميكند و شبها نميتواند بخوابد، چون صداهاي عجيبي در اين خانه شنيده ميشود.
ساير عوامل اين فيلم عبارتند از:مستانه مهاجر: تدوينگر، عبدالله اسكندري: طراح چهرهپردازي، آتوسا قلمفرسايي: طراح صحنه و لباس، بابك اخوان: صدابردار همزمان، احمد احمدي:عكاس، محمد آهنگراني:مدير برنامهريزي،رضا نوروزي: مدير توليد، روابط عمومي: فرامرز روشنايي و محصول مؤسسه سينمايي پويا فيلم.
Posted by????? ????? on 12th دسامبر 2007
تاریخ تولد:21 خرداد 1356مدرک: دیپلم علوم تجربی
شباهت بیش از حد او به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم شورعشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم خاکستری مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم نگین به سینما بازگشت. او در سال 1383 سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند: « کما »، « 13 گربه روی شیروانی » و « زهر عسل ».علایق او:غذا های مورد علاقه او باقالی پلو و ماکارونی است.رنگ مورد علاقه او آبی آسمانی است.نکاتی درباره مهناز افشار:پریدن از روی آتش را دوست دارد .اولین عیدی را از مادرش می گیرد.می گوید پرخور است .دست پخت خوبی دارد.دردوران مدرسه دوست داشته بوفه دار شود.چون از طبقه سوم روی سر معلمان آشغال ریخته سه روزاز مدرسه اخراج شده!!برای (آتش بس) 5 میلیون دریافت کرد.از سال 1383 به عنوان بد ترین سال عمرش یاد می کند زیرا پدرش را از دست داد.فیلم های او:گمشده (مجموعه تلویزیونی، 1376)دوستان (علی شاه حاتمی، 1377)شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378)شور عشق (نادر مقدس، 1378)خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379-80)نگین (اصغر هاشمی، 1380)دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381)13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382)کما (آرش معیریان، 1382)سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)آکواریوم (ایرج قادری، 1383)کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)آتش بس (کیومرث پوراحمد، 1383)تله (سیروس الوند، 1385)رییس (مسعود کیمیایی، 1385)*کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (سالاد فصل)
Posted by????? ????? on 12th دسامبر 2007
بخوانید از اخلاق حسنه مهناز افشار را که خیلی جالب است … جدیده !!!
مهناز افشار : دل همدیگر را نشکنید
�
مهناز افشار خیلی زود در بین زنان بازیگر به شهرت رسید . اگر تا چند سال پیش کسی او را نمی شناخت ” اما حالا همه او را می شناسند . در 21 خرداد ماه سال 1356 در تهران به دنیا امد ” در محله های تهرانپارس ” جامی و زعفرانیه بزرگ شد . دیپلم تجربی دارد و پس از ان چهار سال تدوین ویدئو خواند .
�
همچنین در موسسه غیر انتفاعی حنانه زیر نظر مجید فخرایی چهار سال تدوین را اموزش دید . می گوید : درسم در دبستان و راهنمایی خوب بود ” اما سال اول دبیرستان کمی افت ” سال دوم متوسط و از سال سوم با حضور دوستان درسخوانم به خودم امدم . او دوران کودکی اش شیطان بود (( من خیلی شیطنت می کردم ” به دلیل شکمو بودن دوست داشتم بوفه دار مدرسه باشم . یکبار هم دو روز از مدرسه اخراج شدم چون از طبقه سوم با خاک انداز اشغالها را روی سر معلم ریختم . برای بازگشتن به مدرسه ” پدرم مجبور شد تعهد بدهد . )) افشار به ورزش هم علاقه مند است . (( ورزش های انفرادی را دوست دارم . هم اسکی می کنم هم شنا . در بین ورزش های گروهی و تیمی هم والیبال را بیشتر از بقیه رشته ها دوست دارم . )) و در ادامه می گوید : (( از بازی های کامپیوتری خیلی خوشم می اید ” به خصوص بازی دزد و پلیس را .
�
وی می گوید : (( من عاشق تزیینات منزل هستم و دوست دارم هر چند یکبار فضای جدیدی برای خودم درست کنم )) افشار مانند هر کدبانوی ایرانی دستپخت خوبی دارد می گوید : لوبیا پلو و ماکارونی را خیلی خوب می پزد .
�
افشار بدترین خاطره زندگی اش را مرگ پدرش می داند که سه سال پیش به رحمت خدا رفتند .
�
افشار گاهی اوقات فوتبال تماشا می کند ” به خصوص لیگ انگلیس و ایتالیا را و در بین تیم های ملی برزیل را خیلی دوست دارد . می گوید : بدم نمی اید بعضی از دیدارهای خارجی را ببینم . انتخاب ان بستگی به حساسیت بازی و هیجان عمومی امثریت مردم دارد . از دیدن بازی های تیم ملی فوتبال کشورم هم خوشحال می شوم و بازی های ان را پیگیری می کنم ” پس از پیروزی ایران مقابل استرالیا در اذرماه سال 1376 گریه ام گرفت .
�
می گوید : یکی از برادرانش پرسپولیسی و دیگری استقلالی است . شاید برایتان جالب باشد که قبل از اغاز دیدارهای جام جهانی 2006 مهناز افشار در گفتگو با خبر ورزشی گفته بود که یا ایتالیا قهرمان می شود و یا فرانسه ….. فکر می کنید مهناز افشار چه جور ادمی است بخوانید : (( ادمی با میلیون صفت خوب و بد ” ولی اگر حمل بر خودخواهی نباشد خونگرم ” بسیار رفیق با دوستانش ” تا جایی که در توانش باشد محبت می کند ” توقع محبت ندارد ” تا زمانی که کسی اذیتش نکند و به اصطلاح پا روی دمش نگذارد ” مشکلی با هیچ کس نخواهد داشت ” به قول دوستانش پر انرژی است ” خوش قول هر چند زمام بی حوصلگی کمی بد قول می شود و دوستدار خانواده اش که باید به خاطر همه محبت ها و کمک هایی که به مهناز افشار کرده اند از انها تشکر کنم .)) افشار می گوید : دوست دارم هیچ ادمی دل هیچ کس را نشکند حال چه روابط پدر و مادر با فرزندان باشد ” چه روابط عاشقانه و چه روابط بین دوستان .
Recent Comments